تازه‌ها
28 ارديبهشت 1400

آتش دولت به جان یارسان، نقض حقوق شهروندان یارسان در دولت روحانی

در این مطلب تلاش می شود به صورت گاهشماری و آماری به موارد نقض حقوق مردم یارسان در طول مدت دوره ریاست جمهوری حسن روحانی در سالهای ١٣٩٢ تا ١۴٠٠ هجری شمسی اشاره  شودو در صورت نیاز درباره آنها توضیحات مناسب اضافه خواهد کرد. این گزارش می تواند به عنوان مرجعی برای سایر تحقیقات مربوط به نقض حقوق بشر مردم یارسان در ایران هم مورد استفاده قرار بگیرد. در این گزارش از منابع محلی و سایر سازمان های حقوق بشری بالاخص ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران – هرانا- به کرات و در مواردی هم از شبکه حقوق بشر کردستان و بنیاد عبدالرحمن برومند استناد شده است در یک گزارش واحد گردآوری  تا براحتی در دسترس و استفاده دیگران هم قرار بگیرد.

 

 

در نظام جمهوری اسلامی ایران تبعیض علیه اقلیت های دینی و اتنیکی به صورت سیستماتیک صورت می گیرد. لذا بررسی نقض حقوق بشر را به سختی می‌توان محدود به یک دوره خاص دانست. اما بسته به شرایط و میزان سرسپردگی دولت وقت به بیت رهبری، میزان اعمال خشونت و ستم علیه اقلیت‌ها نیز در نوسان است. پس از اتفاقات سال ٨٨ و اتمام دوره محمود احمدی‌نژاد، حاکمیت ایران نیازمند یک دوره تثبیت و اعمال نفوذ بیشتر است و به همین دلیل امنیتی‌ترین شخصیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران وارد صحنه می شود، حسن روحانی با نام پیشین حسن فریدون. او که صاحب مدرک دکترای جعلی از دانشگاه گلاسکو است با نام تبلیغاتی دکتر حسن روحانی، نماد کلید و رنگ بنفش وارد کارزار فرمایشی انتخابات ریاست جمهوری می‌شود. نقشه نظام حاکم عملی می‌شود و مهره مورد نیاز بیت رهبری در زمان و مکان مناسب با شعار فریبنده «تدبیر و امید» رونمایی می‌شود. البته مثل همیشه برای ایجاد محبوبیت و داغ شدن تنور انتخابات، به نیروی سومی هم نیاز است و ‌همانطور که قابل پیشبینی هم بود نیروهای اصلاح طلب و برخی از اپوزسیون خارج از کشور به خوبی از عهده این کار برمی‌آیند.

اما شرایط برای یارسانی‌ها در دوره ریاست جمهوری حسن روحانی به مراتب وخیم تر می شود. می‌توان گفت در دوره ریاست روحانی، سخت ترین شرایط پس از روی کارآمدن نظام اسلامی ایران به مردم یارسان تحمیل می‌شود. در خرداد ٩٢ و زمانی که بازارانتخابات گرم بود، اولین شعله‌ی آتش به جان مردم یارسان افتاد و آن زمانی بود که ماموران نظامی به یک زندانی پیرو آیین یاری هتک حرمت کردند و در هیاهوی دولت روحانی، صدای زندانی به جایی نرسید و دو جوان یارسانی به‌نام های حسن رضوی و نیکمرد طاهری دست به خودسوزی اعتراضی زدند که شاید صدایشان شنیده شود. اما بو‌ق و کرنای شادی ناشی از انتخاب حسن روحانی آنقدر زیاد بود نه تنها کسی صدای نیکمرد را نشنید، بلکه هر دو جوان به‌دلیل جراحات بالای ناشی از سوختگی، جان خود را در راه آزادیخواهی از دست دادند.

حسن روحانی در بیانیه تبلیغاتی ده ماده‌ای شماره ٣ مربوط به حقوق اقوام، ادیان و مذاهب در خرداد ٩٢عنوان می‌کند: «اینجانب متعهد و مصمم هستم درصورت کسب رأی اعتماد شما و استقرار دولت تدبیر و امید با اجرای بندهای ده‌گانه زیر، بخشی از فصل حقوق ملت قانون اساسی را که از مهم‌ترین اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده و هست، از شعار به عمل درآورم تا شاهد ایرانی آزاد و آباد، با مشارکت ایرانیان باشیم.» به عنوان مثال در بند ۴ و ۶ قول تدریس زبان مادری و رعایت حقوق سایر ادیان را می‌دهد که هرگز به مرحله اجرا درنیامد. البته بعدا در سال ٩۵ متن پیشنهادی منشور حقوق شهروندی را به امضا می‌رساند که در بند ده صراحتا اعلام می کند: «توهین، تحقیر یا ایجاد تنفر نسبت به قومیت‌ها و پیروان ادیان و مذاهب و گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی، ممنوع است. موارد مشابه را می توان در بند ٢۵ ، ٧٧ و ٩٩ هم مشاهده کرد.»

اما تبعیض، توهین و بی‌توجهی دولت روحانی نسبت به مردم یارسان نه تنها از میان برداشته نمی‌شود که به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش پیدا می‌کند تا جایی که صدای یکی از نمایندگان حکومت هم بلند می‌شود. در تیرماه سال ٩۴، سعید حیدری طیب، نماینده مجلس شورای اسلامی خطاب به حسن روحانی و مصطفی پورمحمدی تذکر کتبی می‌دهد.

خلاصه تذکر: «عدم توجه به حقوق اساسی و شهروندی اقلیت‌های مذهبی و مردم شریف اهل حق.» آقای حیدری در بخشی از تذکر آورده است: «اکنون چه در مراحل گزینشی و چه در محاکم قضایی حقوق آنها [مردم یارسان] مورد توجه قرار نمی گیرد. آن‌ها [یارسان ها] را رد صلاحیت می‌کنند و شهادت آنها را قبول نمی‌کنند. لذا بدین جهت تذکر داده می شود تا حقوق این عزیزان مورد توجه جدی دولت و قوه قضائیه قرار گیرد.

در مهرماه سال ٩٢ علی یونسی وزیر اطلاعات دولت خاتمی و با نام مستعار امنیتی علی ادریسی ، طی حکمی از سوی حسن روحانی به عنوان دستیار ویژه رییس‌جمهور در امور اقوام و اقلیت‌های دینی و مذهبی منصوب می شود. این عنوان جدید جایگزین مشاور رییس‌جمهوری در امور اهل سنت است. به دنبال اعتراضات فراگیر مردم یارسان نسبت به تضییع حقوق خود، علی یونسی به همراه استاندار کرمانشاه در خرداد ٩٣ با جمعی از سادات اهل حق دیدار و گفتگو می‌کند. یونسی ستم‌های اعمال شده علیه مردم یارسان را خارج از اراده حکومت می‌داند :«آن‌چه که در بیرون نسبت به «جامعه اهل حق» اعمال می‌شود نه ربطی به حکومت و رهبری دارد، نه ربطی به نظام و تنها از سوی برخی از افراد خود سر که آگاهی ندارند، اعمال می‌شود». او پس از آن دیداردر صفحه فیسبوک خود چنین می‌نویسد : «از جمله انتقادهای آنها [یارسان] برخی تنگ نظری‌هایی بود که در مورد گزینش پیروان اهل حق در ادارات وجود دارد که من قول مساعد دادم که موضوع را پیگیری کنم .علاوه بر آن نسبت به حساسیت‌هایی که نسبت به داشتن شارب ( سبیل) در اهل حق وجود دارد گله‌مند بودند. من هم گفتم که این موضوع با ابلاغ دستوری حل شده است و اظهار امیدواری کردم بتوانیم به موضوعات مهم‌تر و اساسی‌تری همچون حقوق شهروندی همه ایرانیان بیش از پیش تحقق بخشیم.» البته یونسی پس از این دیدار، آب پاکی را روی دست مردم یارسان می‌ریزد و آنها را مستحق داشتن یک دین مستقل نمی‌داند: «آن‌گونه که از صحبت های نمایندگان این جامعه برمی‌آید مشخص است که «اهل حق» تمامی اصول اصلی دین اسلام را قبول دارند و جزیی از مسلمانان هستند.» آقای یونسی حتی پا را فراتر هم می گذارد و مردم یارسان را مقصر مشکلات موجود می‌داند: «بخشی از مشکلاتی که سر راه این جامعه وجود دارد ناشی از عملکرد ضعیف خود آنان است که خود را خوب و درست معرفی نکرده اند«. صرفا جهت اطلاع لازم به یادآوری است که در طول حاکمیت نظام اسلامی ایران، یارسان‌ها تا به امروز موفق به انتشار منابع آیینی خود نشده‌اند و دارای هیچ گونه تریبون، وبسایت و یا سازمان مستقلی نیستند. به صورتی که تقریبا تمام کتاب‌ها و تحقیقات صورت گرفته داخلی درباری آیین یارسان از سوی افراد غیریارسانی و ناآگاه انجام شده است، نمی‌‌تواند به درستی و بدون غرض دیدگاه مردم یارسان را بازتاب دهد و مطالب مرتبط که از سوی افراد آگاه نوشته میشود هرگز اجازه انتشار پیدا نکرده اند.

خرداد ٩٢

هتک حرمت ماموران زندان ‌همدان به آیین یارسان که به دنبال آن سبیل یک پیرو آیین یاری بنام کیومرث تمتاک به زور تراشیده می‌شود. حسن رضوی یکی از جوانان یارسانی اهل روستای پل شکسته همدان و به نشانه اعتراض در مقابل فرمانداری همدان دست به خودسوزی می‌زند. یک روز بعد نیکمرد طاهری اهل صحنه کرمانشاه، در برابر دوربین دست به خودسوزی اعتراضی زد و هر دو به فاصله چند روز به دلیل شدت جراحات ناشی از سوختگی جان باختند. مهدی رحمانی به دلیل انتشار فیلم و خبر خودسوزی ، بلافاصله بازداشت می‌شود. در همین میان صدها تن از پیروان آیین یارسان به‌دلیل بی‌توجهی دولت به خواسته‌های مردم یارسان، در مقابل استانداری کرمانشاه تجمع اعتراضی برگزار کردند و خواستار مداوای سریع حسن رضوی، عذرخواهی رسمی دولت از جامعه یارسان، برداشتن تبعیض‌ها و آزادی دیگر بازداشتی‌ها شدند، که البته هیچ کدام عملی نشد. مراسم چهلم با دخالت نیروهای امنیتی به تجمع اعتراضی تبدیل می‌شود و در نتیجه آن آقای محمد مقبولی سخنران مراسم و از یارسان‌های ساکن زنجان از سوی نیروهای وابسته به وزارت اطلاعات بازداشت می شود.

مرداد ٩٢

محمد قنبری از پیروان آیین یاری و اهل روستای قره‌داش تاکستان از توابع قزوین در اعتراض به تبعیض علیه مردم یارسان وبی توجهی حکومت به مشکلات آنها، در تهران مقابل مجلس شورای اسلامی دست به خودسوزی زد و بر اثر شدت جراحات در بیمارستان مطهری تهران جان باخت. مراسم سالگرد او هرساله تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار می‌شود تا جایی که قبل از برگزاری مراسم اولین سالگرد او در مرداد ٩٣، قبرستان قلعه‌قره‌داش که محمد در آن به خاک سپرده شده بود به وسیله ماشین آلات راهسازی بصورت شبانه تخریب شد و در سومین سالگرد درگذشت او مرداد ٩۵، جاده منتهی به محل مراسم توسط عوامل حکومتی و با ریختن خاک توسط لودر مسدود شد. قبرستان مذکور بارها توسط مردم و برای پذیرایی از شرکت‌کنندگان در مراسم، تسطیح و به دور آن دیوار کشیده می‌شود که با دخالت نیروهای دولتی مورد تخریب قرار می گیرد.

مهر ٩٢

تلاش مردم یارسان برای جلب توجه دولت به نتیجه نمی‌رسد، عده زیادی از پیروان آیین یاری از شهرهای کرند غرب، صحنه، کرمانشاه، قصرشیرین، تبریز، قزوین و زنجان راهی تهران می شوند. آنها در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع کرده و خواسته‌های خود را فریاد می‌زنند. دیری نمی گذرد که نیروهای امنیتی وارد عمل شده و دهها زن و مرد را دستگیر می کنند، ابتدا به آگاهی مرکز تهران و سپس به زندان اوین منتقل می شوند.بلافاصله جلسه ای با حضور علی لاریجانی برگزار می شود. سیاوش حیاتی، نماینده مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان که در جلسه ملاقات با علی لاریجانی حضور داشته به روزآنلاین می‌گوید: «آقای لاریجانی قول داد که مطالبات را پیگیری کند و در نهایت یک نفر از سوی ما و یک نفر هم از سوی ریس مجلس برای پیگیری مطالبات معرفی شدند». تا زمان نوشتن این مطلب هیچ وعده ای عملی نشده است. همچنین در این مدت، صفر فرجی اهل هشتگرد کرج به مدت سه روز در زندان تهران بزرگ بازداشت شد و توسط ۴ مامور و با نظارت مسولان زندان، به نشانه تحقیر، سبیلش را به زور تراشیده و به او توهین می‌کنند. گفته می‌شود قبل تر، او قصد خودسوزی اعتراضی داشته که با ممانعت اطرافیان منصرف می‌شود.

دی ٩٢

هجوم نیروهای نظامی به مردم یارسان در نورآباد لرستان، طی این اقدام ساکنان یارسانی تحت بازرسی و فشار ماموران حکومت قرار گرفتند و شرایط سختی را به آنها اعمال کردند. شهرهای کوهدشت و نورآباد در استان لرستان محل سکونت شمار زیادی از باورمندان به آیین یاری هستند.

فروردین ٩٣

حکمت صفری سرباز وظیفه یارسانی اهل روستای قلعه زنجیر در بخش گهواره کرمانشاه که در مرکز سپاه پاسداران شهرستان بیجار خدمت می‌کرد به دلیل توهین و آزار و اذیت فرماندهان وقت، با اسلحه سازمانی اقدام به خودکشی کرد، او قبل از آن با خانواده خود تماس گرفته و آنها را در جریان خودکشی قرار می‌دهد. در اردیبهشت همان سال سنگ قبر حکمت توسط ماموران اطلاعات نظام مصادره و مانع نصب سنگ قبر بر روی مزار او شدند.

تیر ٩٣

علی اشرف رحمانی شهروند یارسانی اهل ساوه که در تجمع مهرماه ٩٢ در مقابل مجلس بازداشت شده بود در حالیکه برای پیگیری پرونده خود به مجلس مراجعه کرده بود توسط نیروهای اطلاعات بازداشت شد.

مرداد ٩٣

شش نفر از پیروان آیین یاری توسط نیروهای امنیتی در شهر همدان بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شدند. اسامی بازداشت‌شدگان از این قرار است: عین‌الله یاری و فرزندانش به نام‌های پگاه یاری و امیرحسین یاری ، مجتبی نوروزی، بحرعلی فرهادی و همسرش سحرناز افروزی. لازم به ذکر است که امیرحسین یاری موقع دستگیری تنها ١۴ سال سن داشته و کودک به شمار می‌آید.

شهریور ٩٣

امین عباسی از اعضای مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان، برای سومین بار به پلیس امنیت کرمانشاه احضار و مورد بازجویی قرار گرفته و برای ساعاتی بازداشت شد. ماموران امنیتی اتهام وی را «تبلیغ برای فرقه اهل حق» عنوان کردند. او قبلاً با انتشار پستی در فیس بوک گفته بود: «نظام حاکم بر ایران، مردم یارسان را به مردگی می‌‌خوانند اما ما باید نشان دهیم که زنده‌ایم و تا پای جان خود و بچه‌هایمان از حقوق قانونی خود دفاع می‌‌کنیم و کوتاه نخواهیم آمد و آینده یارسان را آنگونه که خود می‌‌خواهیم خواهیم ساخت نه آنگونه که اینان می‌خواهند».

آبان ٩٣

جهانگیر سلیمی و وحید فرودی، دو دانشجوی پیرو آیین یاری، در مقابل دانشگاه رازی کرمانشاه توسط چند مامور لباس شخصی و مسلح به سلاح کمری ربوده شدند. آنها هنگام خروج از دانشگاه، ابتدا توسط ماموران لباس شخصی متوقف و بعد از لحظاتی به زور به داخل خودرو هدایت شدند. همچنین سبحان رحیمی، از دیگر دانشجویان پیرو آیین یارسان، از سوی نیروهای مزبور مورد ضرب و شتم قرار گرفت. این اقدام نیروهای امنیتی پس از عید خاونکاری یارسان ها صورت گرفت.

دی ۹۳

امیر رجبی زندانی پیرو آیین یارسان در زندان مرکزی زاهدان به دلیل امتناع از دستور مسئولان زندان مبنی بر تراشیدن اجباری سبیل خود، به سلول انفرادی منتقل شد و دست به اعتصاب غذا زد.

مهر ٩۴

دو تن از پیروان آیین یاری بازداشت شدند. امین ایهاوند و مژگان عباس‌باشی، در مقابل دانشگاه بوعلی همدان و با اعمال خشونت از سوی سرنشینان دو دستگاه خودرو و مسلح به سلاح کمری، دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند. وبلاگ «صوفی جم خانه» متعلق به این زوج، توقیف و مسدود شد. این وبلاگ حاوی مطالبی در مورد آیین یارسان بود. همزمان خانواده برخی از فعالان یارسانی خارج از کشور تحت بازجویی قرار گرفتند. پدر نگارنده این مطلب بارها توسط اداره اطلاعات شهر بیجار احضار و تحت بازجویی قرار گرفته است. لااقل در روستای زادگاهم و در میان آشنایان چندین نفر را می‌شناسم که به بهانه های مختلف بازجویی و تحت فشار نیروهای سازمان اطلاعات قرار گرفته‌اند که متاسفانه اجازه انتشار اسامی آنها را ندارم.

اسفند ٩۴

حمله به یک جم خانه در شاه آباد کرمانشاه روز هشتم اسفند، چند صد نفر که خود را “شیعیان پیرو ولایت” می‌خواندند، به تنها جم خانه باقی‌ مانده پیروان آیین یاری در شهرستان اسلام آباد (شاه آباد) در استان کرمانشاه حمله ور شده و با سنگ و چوب شیشه‌های آنجا را شکسته و به ساختمان و تاسیسات آنجا آسیب‌هایی‌ وارد کردند و شمار زیادی از شهروندان یارسانی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. این افراد از حمایت نیروهای امنیتی و ماموران پلیس حاضر در محل برخوردار بوده و شعار می دادند: «این فرقه ضاله نابود باید گردد.» آنها با گذاشتن سیبل های مصنوعی و بدشکل در مقادل دیدگان نیروهای حکومتی، شهروندان یارسانی ساکن اسلام آباد را مورد تحقیر و تمسخر قرار دادند. . پس از آن مجمع فعالان مدنی یارسان خواستار برگزاری تجمع اعتراضی در مقابل استانداری کرمانشاه شد که فرمانداری کرمانشاه با آن مخالفت کرد و مجوز صادر نشد. شهر اسلام‌آباد سابقا دارای چندین جم‌خانه (محل عبادات مردم یارسان) بود که با استقرار نظام جمهوری اسلامی یکی پس از دیگری بسته شد و شمار زیادی از پیروان آیین یاری به‌ناچار از دیار خود کوچ کردند. عوامل وابسته به حکومت و شیعه های تندرو، مردم یارسان را نجس و کافر می‌خواندند.

تیر ٩۵

همزمان با سفر حسن روحانی به کرمانشاه، سه تن از فعالان یارسان لبان خود را تا پایان سفر رییس جمهور دوختند و روزه سکوت گرفتند. این اقدام بی سابقه در اعتراض به محرومیت‌ها و تضییع حقوق مردم یارسان شکل گرفت. آقایان سیاوش حیاتی، امین عباسی و نوشاد طاهری بابت این اقدام از سوی نهادهای امنیتی احضار و بازجویی شدند.

مرداد ٩۵

سیاوش کلیایی، فعال یارسانی اهل تاکستان قزوین بعد از برگزاری سومین سالگرد یادبود محمد قنبری در روستای قره‌داش تاکستان قزوین از سوی پلیس امنیت قزوین احضار و بازداشت شد. اتهام او «اخلال در نظم عمومی» اعلام شده بود.همچنین در تیرماه ٩۵ جمعی از وکلای دادگستری به مناسبت سالگرد بمباران شیمیایی روستای زرده دالاهو کرمانشاه، نامه‌ای سرگشاده خطاب به حسن روحانی نوشتند و با بیان مشکلات قربانیان، خواستار رسیدگی به وضعیت آنها شدند. مردم روستای زرده پیرو آیین یاری هستند. این روستا در ٣١ تیر سال ۶٧ و چهار روز پس از پذیرش قطعنامه ۵٩٨ و اعلام پایان جنگ، مورد هدف بمب‌های شیمیایی صدام قرار گرفت که در نتیجه آن ٣٧۵ نفر کشته و بالغ بر ١٢٠٠ نفر مصدوم شدند که خیلی از آنها تا به امروز مورد حمایت و مداوا قرار نگرفته‌اند.

اردیبهشت ٩۶

طیف گسترده ای از داوطلبان معتقد به آیین یارسان در شورای شهر و روستا از سوی هیات‌های نظارت بر انتخابات رد صلاحیت شدند. به صورتی که تنها در شهر هشتگرد حدود ٩٣ درصد از نامزدهای یارسانی از فیلتر هیات نظارت بر انتخابات عبور نکردند. لازم به یادآوری است که صلاحیت نامزدهای شورای شهر برخلاف انتخابات مجلس از سوی شورای نگهبان بررسی نمی‌شود بلکه هیاتی متشکل از نیروهای تحت نظارت دولت از جمله ثبت احوال، دادگستری، نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات درباره نامزدها تصمیم می گیرند. در اسلام آباد غرب برخی نامزدهای یارسان از جمله یکی از فعالان یارسانی بنام فرزاد الماسی و نزدیک به مجمع مشورتی فعالان مدنی یارسان بدلیل فعالیت‌های مدنی و اعتراض به تضییع حقوق مردم یارسان رد صلاحیت شد.

اسفند ٩۶

بی خبری کامل خانواده پیمان پدرود از سرنوشت او. پیمان از فعالان حقوق یارسان است که دی ٩۶ توسط نیروهای امنیتی در مهرشهر کرج بازداشت شده بود و خانواده او هیچ اطلاعی از سرنوشت او نداشتند. آقای پدرود پیش از این نیز طی سال‌های گذشته چند بار در رابطه با فعالیت و دفاع از شهروندان پیرو آیین یاری بازداشت شده بود.

خرداد ٩٨

قتل میترا استاد توسط محمدعلی نجفی شهردار پیشین تهران. میترا استاد از باورمندان آیین یارسان‌ در کرمانشاه بود که توسط وزیر سابق دولت به قتل رسید. نجفی در بازجویی‌ها گفته بود که میترا مسلمان شده بود و قبل از عقد با میترا از مسلمان بودن او اطمینان داشته است اما او در ادامه می‌گوید که «از نظر من مهدورالدم بودن وی[میترا] ثابت شده بود. عباس طهماسبی زاده در یک توییت جنجالی نوشته بود : «شنیده ام میترا استاد، یارسانی است و اگر چنین ادعایی صحت داشته باشد طبق فتوای برخی از مراجع، پیروان این آیین مسلمان محسوب نمی‌شود و با فرض صحت آن ادعا و این که یکی از شرایط قصاص تساوی قاتل و مقتول در دین است لذا احتمال قصاص نجفی منتفی و به دیه و تعزیر محکوم می‌شود». نتیجتا هم همینطور شد و محمدعلی نجفی قصاص نشد.

دی ٩٨

سیاوش حیاتی سخنگوی مجمح مشورتی فعالان مدنی یارسان توسط نیروهای امنیتی در کرمانشاه بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل می‌شود. او پیشتر به دلیل فعالیت در مجمع فعالان مدنی یارسان و اعتقادات آیینی از ادامه تحصیل و ارائه پایان نامه در دانشگاه رازی کرمانشاه محروم شده بود. آقای حیاتی با سهمیه استعدادهای درخشان وارد مقطع کارشناسی ارشد در رشته علوم سیاسی دانشگاه رازی کرمانشاه شد و حائز شرایط تحصیل در مقطع دکترا بدون آزمون ورودی بود. سیاوش حیاتی پیشتر در گفتگو با گزارشگر هرانا در خصوص وضعیت محرومیتش از تحصیل گفته بود: «اوایل اردیبهشت‌ماه دروس نظری باز شده بود و پروپوزال و پایان نامه‌ام نیز تصویب شده بود. در جریان ثبت نام جهت دفاع از پایان‌نامه به من گفته شد باید یک مقاله نیز از پایان نامه استخراج و ارائه دهم. زمانی که پیگیر شدم مسولین گفتند بر اساس یک نامه محرمانه بر روی پرونده به علت اینکه در زمان ثبت نام دین خود را «یارسان» قید کرده‌ام بر اساس مصوبه شورای انقلاب فرهنگی و جزو ادیان رسمی کشور نبودن آیین یارسان، از تحصیل محروم و حق تحصیلات تکمیلی را ندارم.» لازم به ذکر است سیاوش حیاتی که سابقا آموزگار آموزش و پرورش نیز بوده است به دلیل اعتقاد به آیین یارسان در سال ۶۱ و در جریان اخراج اقلیت های مذهبی از ادارات، موسوم به انقلاب فرهنگی (پاکسازی) اخراج شده است. در این مدت چند تن دیگر ازفعالان و باورمندان به آیین یاری به‌نامهای بابک دبیریان (کرمانشاه)، خلیل اسدی بوژانی (کرمانشاه)، فرشتی چراغی (سرپل ذهاب)، مژگان کاوسی ( کلاردشت) و پیام بیدرود( زنجان) توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. بابک دبیریان در مدت بازداشت خود از سوی نیروهای سازمان اطلاعات سپاه پاسداران مورد شکنجه قرار گرفت و به‌ همین دلیل به‌ شدت دچار کاهش وزن شد.

خرداد ٩٩

مسعود مهدوی، امام جمعه شهر الوند قزوین پیروان آیین یارسان را نجس خواند و علی قدمی در واکنش به این سخنان توهین‌آمیز به تحمل ۴٠ ضربه شلاق تعزیری محکوم شد. امام جمعه همچنین به انتخاب اعضای شورا از میان یارسان‌ها اعتراض کرده و خواهان اخراج علی قدمی به دلیل توهین به خود شد.

دی ٩٩

مسئولان زندان ساوه سبیل یکی از زندانیان پیرو آیین یاری بنام جواد احمدی را به زور تراشیدند و این عمل به قصد تحقیر و اهانت به مردم یارسان صورت گرفته بود. این شکل از تحقیرهای ظاهری، روشی برای شکنجه پیروان آیین یاری است به صورتی که مسولان و ماموران دولتی تا کنون بارها اقدام به این عمل توهین‌آمیز کرده‌اند. پس از این اتفاق تلخ، اعتراضات مردم یارسان گسترده شد و هزاران نفر در کمپین‌های مجازی و جمع‌آوری امضای حضوری و الکترونیکی شرکت کردند. طبق معمول و به رسم گذشته و وعده‌‌‌‌هیای از سوی مقامات دولتی داده شد که هرگز به مرحله اجرا نرسید.

***

آنچه که شرح داده شد تنها بخشی از ستم‌هایی است که علیه مردم یارسان و تنها در طول مدت ریاست جمهوری حسن روحانی اعمال شده است. موارد اشاره شده در رسانه‌ها و منابع محلی بازتاب داده شده است و البته موارد بسیار زیاد دیگری از ظلم و تبعیض وجود دارد که متاسفانه افراد ستم‌دیده، بنا به دلایلی حاضر به انتشار و خبررسانی نیستند. تهدید خانواده‌ها و ترس از بدتر شدن وضعیت، به این سکوت دامن می‌زند. قوانین ایران بر اساس شریعت اسلام و تشیع تصویب شده است و هیچ گونه حقی برای پیروان اقلیت‌های دینی مثل یارسان ملاحظه نشده است. به عنوان مثال مـاده ۲ قانـونِ گزینش مصوب سال ٧۴، اعتقـاد به دین اسـلام یا یکی از ادیان مصرح در قانون اساسی را شرط لازم برای استخدام در همه ادارات برشمرده است و مشخصا با این سد بزرگ، راهیابی جوانان یاری به ادارات تقریبا غیرممکن است مگر آنکه منکر آیین خود شوند و به مذهب شیعه روی آورند. نگارنده این مطلب و برخی از اعضای خانواده از سد گزینش تربیت معلم و استخدام در بیمارستان عبور نکردیم و این در حالی بود کهشهروندان اهل تشیع و برخی افراد یارسانی با انکار آیین خود و تغییر به شیعه گری، موفق به ورور به اماکن دولتی و ادارات شدند. قطعا تا زمانی که همه ساکنان ایران از شرایط یکسان برای کار و زندگی برخوردار نباشند مبارزه رهایی‌بخش اقلیت‌های ستم دیده ادامه خواهد داشت و لازم است بقیه مردم صدای این دادخواهی را بشنوند و در مقابل ظلم و تبعیض سکوت نکنند.

 

منبع هرانا - رضا شاهمرادی ماهنامه خط صلح

 



نظر دادن

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.